***سلمانبار- در مسیر طاق کسری1***
بغداد برای ایرانیان یک شهر نام آشناست
من از دوران بچگی این شهر رو با قصه هاش شناختم
با سند باد و علی بابا
با 40 دزد بغداد
با قصه های هزار و یک شب شهرزاد و...
به تدریج و با گذر ایام دریافتم، ایران و بغداد قرابت فرهنگی و تاریخی زیادی باهم دارند
بغداد تا همین قرون اخیر یعنی زمان صفویان، یک شهر ایرانی با مردمان ایرانی محسوب میشد.
شهر بغداد را منصور دوانیقی، در نزدیکی تیسفون یا مدائن بناکرد. وحتی گفته اند نام بغداد یک اسم فارسی است به معنای خداداد (بغ=خدا)
تیسفون را که به خاطر دارین؟
مرکز سلطنت اشکانیان
و همینطور پایتخت زمستانی پادشاهان ساسانی یا امپراطوری کسری ها از جمله خسرو پرویز.
فکر میکنم اردیبهشت ماه92 بود که تصمیم گرفتم برای بازدید از اثرفوق العاده تاریخی "طاق کسری" یا به قول عراقی ها"ایوان مدائن"به تیسفون یا شهر مدائن فعلی برم.
بعد از کلی پرس وجو، بالاخره آدرسش رو پیدا کردم،اسم طاق کسری یا حتی ایوان مدائن برای مردم، عجیب و ناآشنا بود، مردم به آن ناحیه "سلمان بار"می گفتند که تقریبا در 30کیلومتری بغداد واقع شده است.
حدود ساعت 6 صبح همراه با دوستانم مرتضی، سعید و علی(راننده سواری) عازم شدیم، تصویر طاق کسری را در کتب تاریخی زیاد دیده بودم و برای دیدنش لحظه شماری میکردم.
به خاطر شرایط حاد امنیتی عراق، مسیر 30 کیلومتری را در عرض حدود 2ساعت و با عبور از 7 سیطره(یا ایست و بازرسی) گذراندیم تا به مدائن رسیدیم.
باز هم دقایقی در شهر یاروستای مدائن! برای پیداکردن نشانی طاق، سرگردون بودیم تا به یک خودرو سمند با چند سرنشین برخوردیم.
راننده و سرنشینها، یه جورایی برایم آشنا به نظر می آمدند، از اونها نشانی را خواستیم، پرسیدند کجایی هستیدو وقتی پاسخ شنیدند:ایرانی؛ بالبخندی اشاره کردند تا دنبال آنها راه بیفتیم.
پشت سر سمند از چند سیطره بدون هیچ توقف و بازرسی، عبورکردیم و پس از حدود10 دقیقه به مجموعه فرهنگی-تاریخی سلمانبار رسیدیم. در ورودی مجموعه و قبل از پارک خودرو،هم ماشین و هم خودمون حسابی بازرسی شدیم.
بعد از بازرسی ، سرنشینای خودرو سمند که گویا از کارکنان همان مجموعه بودند ما را به سمت داخل مجموعه هدایت کردند.مراتب قدردانی را بجا آوردیم و داخل شدیم؛ فضایی شبیه صحن یک مسجد.
اما چیزی که هنوز برام سؤال بود اینکه پس مقصود ما یعنی طاق کسری کجاست؟ اونجا بیشتر به یک مکان زیارتی شبیه بود تا بنای باستانی!
اما لحظاتی بعد پاسخی را که شنیدم ، برام جالب و غیرمنتظره بود، در واقع یک سوپرایز!
اونجا آرامگاه یک ایرانی بود، ایرانی اصیلی به نام "روزبه اصفهانی". و من از سالها قبل شیفته شخصیت او بودم.
روزبه ،متولد و بزرگ شده منطقه "جی" اصفهان بود که تمام مدت عمرش در مسیر "شدن"و کمال طی طریق کرده بود.
او از تفحص در آیین زردشت که دین اجدادی اش بود شروع کرده بود و پس از تحقیق و تجربه آیین های یهود و مسیح،و تحمل سالها زجر و ستم و بردگی، سرانجام گمشده ی درون نا آرامش را در اسلام یافته بود.
هم او که پس از اسلام آوردن به "سلمان فارسی" شهرت یافت و بعدها از سوی پیامبر اسلام به سلمان محمدی ملقب و مفتخر گردید.
حالا معنای "سلمان بار" را دریافتم! و از اینکه در چنین زمانی و این چنین مکان غریبی،سلمان را زیارت میکردم بسیار خوشحال بودم.
در این مکان چهار گنبد وجود داشت:
1-مسجد منتسب به امام حسن عسکری
2-مقبره سلمان فارسی (و فرماندار مدائن در عصر خلافت ابوبکر و عمر)
3-مقبره طاهر فرزند امام محمد باقر
4_مقبره حذیفه بن یمانی(فرماندار مدائن و یک شخصیت کم نظیر).
اکنون ساعت حدود 10:30 است و ما پس از زیارت ، همراه یک راهنما که از کارکنان همان مجموعه است به سمت مقصود حرکت می کنیم؛ به سوی طاق کسری...
ادامه دارد> پست بعدی