خاطره 1 : سلمانبار

 
***سلمانبار- در مسیر طاق کسری1***
بغداد برای ایرانیان یک شهر نام آشناست
من از دوران بچگی این شهر رو با قصه هاش شناختم
با سند باد و علی بابا
با 40 دزد بغداد
با قصه های هزار و یک شب شهرزاد و...
به تدریج و با گذر ایام دریافتم، ایران و بغداد

ادامه نوشته

یــادش بخـــــــــــــیر اون وخـــــــــــــتا !! (+6 تصویــر جالـــب)

یــادش بخـــــــــــــیر اون وخـــــــــــــتا !!

تصـــــاویر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

وای به حالمان اگر......

                    


زن ومرد ؛ قبل وبعد ازدواج!!


        


(طنز) اینم عاقبت نرمش غیر قهرمانانه...!!

   

از کوزه همان برون تراود که در اوست...


       

این شعر زیبا تقدیم به همه ایرانیانی که خسته ی غربت اند و تشنه دیدار وطن

            درود به همه ایرانیانی که خسته ی غربت اند و تشنه ی دیدار وطن

                این شعر زیبا از دکتر خسرو فرشیدورد تقدیم یه همه آنان:       

                 این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

                                         این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست

                 آن دختـــــــــــر چشم آبی گیسوی طلایی

                                         طناز سیه چشــــــــــم چو معشوقه من نیست

                 آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت

                                        هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست

                 در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان

                                        لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست

                در دامن بحر خزر و ساحل گیلان.....  شعر در ادامه مطلب     

ادامه نوشته

مــــرد ، زن  (شعرطنز)

مــــــــرد:

به‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین!

نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌درخت / و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین


زن:

به نام خدایی که زن آفرید             حکیمانه امثال ِ من  آفرید

خدایی که اول تو را از لجن             و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی            برای تو قدری چمن آفرید !

مرا شکل طاووس کرد و تورا           شبیه بز و کرگدن آفرید !

به نام خدایی که اعجاز کرد            مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من              رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف           مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما                بلندگو به جای دهن آفرید !

وزیر و وکیل و رئیس­ ات نمود          مرا خانه­ داری خفن آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب        شراره ، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر               براد پیت من را حَسَنْ  آفرید !

برایم لباس عروسی کشید               و عمری مرا در کفن آفرید

به نام خدایی که سهم تو را              مساوی تر از سهم من آفرید

سیرت را به صورت محک نزنیم


    


سزای خیانت !!

خانومه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت، درو باز کرد و یکسر رفت توی اتاق خواب.

یهو بجای یک جفت پا ، دو جفت پا داخل رختخواب دید
بلافاصله رفت ،چوب دستی رو برداشت و تا جایی که میخوردند هر دو تاشون رو خونین و مالین کرد.
بعدشم با حرص بطرف آشپزخانه رفت تا یه آب سردی بخوره.
با کمال تعجب شوهرش رو دید که توی آشپزخانه نشسته.
شوهرش گفت سلام عزیزم!
پدر و مادرت سر شبی از شهرستان به دیدنمون اومده بودن، خیلی خسته بودن،گفتم تو رختخواب ما استراحت کنن
راستی بیدارشون که نکردی؟!

خداییش آدم مرد باشه ؛ نیم وجب باشه!!


     نگاره: ‏خدا وکیلی لایک نداره؟
آدم مرد باشه حتی نیم وجب باشه!‏

طاووس چینی هم به بازار اومد!


 نگاره: ‏طاووس چینی در میان طاووس ها‏

ماشین عروس قشنگه ؛ ایشاءالله مبارکش باد / دوماد چقدر ملنگه ؛ ایشاء...


 نگاره: ‏ایول ماشین عروس ...بزن لایکو به افتخارشون :)‏

دیش ماهواره از نوع انقلابیش !!


نگاره: ‏دیش ماهواره از نوع انقلابیش :)))‏

راستی یه سؤال: چرا داداش کایکو دستمال قدرت رو توی جیب خودش نمی گذاشت؟؟


     

خلقت و خلاقیت !!


    

اما شهر چقـــدر ساکته!!!1

   پسر بچه فقیر

♥♥♥♥  این بچه تو سرما خوابش برده...میبینی شهر چه قدر ساکته؟؟؟

 
!@!.....هیچکی توجه نمیکنه.....!@!

چه سنگدل است سیری که گرسنه ای را نصیحت می کند تا درد گرسنگی را تحمل کند!!


    
جمله از: جبران خلیل جبران

سفره خالی


   

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد می زد : کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی می خرید...؟

صدقه و عمر



     

کارگر خسته و درمانده بود، در راه به صندوق صدقه ای رسید، سکه از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد

ناگهان...!
نگاهش به جمله ای روی صندوق صدقه افتاد!!! 
منصرف شد و به راه خود ادامه داد...

.

.

.

(صدقه عمر را زیاد میکند)

بازهم عاشقی


  

میخواهم عاشقی را از تو یاد بگیرم؛که چنین بی وقفه در هر زمان و مکانی یادت نمیرود باید عاشقی کنی...کاش من اینگونه عاشق بودم ..... ای کاش .......

شهر بازی

شهر بازیشون همون محل کارشونه؛ چی حــــــالی می کنن خداییـــــش!

     کودکان کار-دفتر الفبا


کباب بی عدالتی


آقای مرفه بی درد! 

اگر تو هر شب کباب بی عدالتی سیخ میزنی،


آن پایین یک "مرد" به اتفاق خانواده دارد


سیب زمینی پلاسیده ی فقر را به نیش می کشد


خانم مرفه بی درد! اگر تو هر هفته :


یک مانتوی اریکای اصل و یا یک جفت کفش چرم اصل مشهد می خری


 آن پایین دخترک دارد میان لباس های از کار افتاده همسایه


لباس عیدش را جدا می کند!



به خدا ،شما خیلی هاتون میتونید قسمتی از شادی دیگران باشید


     


دعا کن همیشه خدا با تو در تماس باشد....


      


جــــوکــــــــــــ فــقــط وا3 خن de

 

ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺭُﮊ ﻟﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺑﺎﻻﯼ لبشون ، ﺷﻮﻫﺮاشون ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮنو ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﯼ ﺷﮑﻤﺸﻮﻥ !

...............................

ساپورته پسرونه هم که اومد … کلیپس پسرونه نیاد صلوات …‬

----------------------------

وقتی پنج ثانیه قبل از آلارم موبایل بیدار می شم و اونو خاموش می کنم احساس می کنم بمب خنثی کردم

...........................

تو کنترل تلویزیون دو سال پیش یه باتری گذاشتم، از بس کوبیدمش منو که میبینه کار میکنه

-----------------------

اینایی که تا یه چیزی میشه میگن “شِت” همونایی هستن که تا چند وقت پیش وقتی یه چیزی میشد میگفتن “وای دَدَم وای”

----------------------------

اینایی که وقتی شوهر می کنن کلاس میزارن میگن فلان چیزو بخورم پوستم خراب میشه و فلان چیزو باید بخورم تا فلان نشه همونایی هستن که زمان مجردی صورتشون  از شدت جوش شبیه آسفالت جاده های بیابانهای کالاهاری بوده !

--------------------------

اینایی که میگن حاضریم تمام زندگیمونو بدیم برگردیم به دوران درس و مدرسه همونایی هستن که خودشونو میزدن به مریضی که نرن مدرسه !

-----------------------

اونایی که هرچی روی مانیتور میاد فقط اوکی می کنن همونایی هستن که وقتی حرف میزنی سرشونو تند تند به علامت تصدیق تکون میدن !
اینا کلا مغز ندارن …

----------------------

اونایی که میگن ما میریم فیسبوک فقط واسه تبادل اطلاعات همونایی هستن که میرن تایلند فقط واسه دیدن مناظر طبیعی !

----------------------

اینایی که وقتی میرن پارک لپتاپشون رو میبرن میشینن فیلم میبینن همونایی هستن که تو پذیرایی خونشون فوتبال بازی میکنن !

------------------

اصن پسر باس شیکم داشته باشه تا عشقش ازش به عنوان بالش استفاده کنه !

دوماد  باغیرت و عروس باحیا؛ لباس عروسی شون که این باشه وای به حال....


                   


سیاست یا لجبازی یا...؟


  


قبل و بعد از عمل زیبایی!


  


اگه نکته رو فهمیدی!


      


دختـــری در آرزوی ازدواج با احمدی نـژاد

       


» دختـــری در آرزوی ازدواج با احمدی نـژاد !!!

“سیلویا والریو” دختر ۱۸ ساله ایتالیایی و مولف کتاب “یک روزی یک رییس جمهوری بود”، ”محمود احمدی نژاد” رییس جمهوری ایران را تنها مرد واقعی در عرصه جهانی دانسته است.
نویسنده ایتالیایی این کتاب در گفت وگو با خبرگزاری رسمی ایتالیا (آنسا) گفت: احمدی نژاد تنهامرد روی زمین است، چرا که او هزاران فرسنگ به دور از هر نوع مد، پوچی و خودبینی است.
وی همچنین افزود: می خواهم با احمدی نژاد رییس جمهوری ایران ازدواج کنم. احمدی نژاد چیز کمی نیست، او یک نوآور و مبدع در عصر ما است. او هولوکاست را نفی کرده و به فکر استفاده از انرژی هسته ای است. وی اپوزیسیون را خاموش و آمریکا را تهدید می کند.
این نویسنده ایتالیایی، گفت: البته او به زنان اجازه نمی دهد تا حجاب خود را بردارند، اما این به هیچ وجه یک مساله نیست. چرا زنان ایرانی آنقدر علاقه دارند تبدیل به زنان غربی شوند؟
شاید آنها دوست دارند تبدیل به مدیرانی شوند که زندگی خود را از شرکتی به شرکت دیگرگذرانده و خود را به خاطر سفرهای متعدد به خارج از کشور غیر جذاب می کنند.
وی افزود: برخی ها عقیده دارند که رهایی از قید و بندها تنها به مشکلات آنها می افزاید،اما این افراد آنقدر صادق نیستند تا این موضوع را اذعان کنند.
وی گفت: من هیچ گرایش سیاسی به چپ و راست ندارم، ولی به نظر من رییس جمهوری ایران واقعا تنها فردی است که رفتار او فراتر از نظم سیاسی حاکم برجهان است .
کتاب ۸۱ صفحه ای “یک روزی یک رییس جمهوری بود” در کتابفروشی های سراسر ایتالیابه قیمت ۹ یورو عرضه شده است.
......(این خبر واسه چند وقت پیشه؛ خودم میدونم
منبع : www.arshnews.ir/vdcjvaev.uqe8hzsffu.html

سه تا فلامینگو !!


 

زندگی،غم،شادی


 عکس

میــم مـثـل مـــــــادر!


  نگاره: ‏میم مثل مادر !!‏

آب پاش و آب ش اش!


           

طفلکی ها از گشنگی هیکلشون تاب برداشته!!


      

بفرما چایی!! تعارف نکن ها !


    

چرا هندونه ها رو همچین کردن؟!

        

ماشین دوماد قشنگه ؛ چقدر دوماد ملنگه...


        

آقای همسایه مرد...در عزایش گوسفندها سر بریدند!!


 


حسرت


        

چشمان عروسکم را می بندم...نمی خواهم حسرت بکشد....

سفر به زاغه

  

می توانی آنتالیا و دبی و کیش نروی...

حتی می توانی هی مکه و مدینه و سوریه برای زیارت نروی

 و یک بار هم بروی زاغه نشین های کنار شهرت

 و برای مردمت یک پیامبر آرامش یا خدای مهربانی باشی...

 کاش می دانستی که تو خودت برای خیلی از آدم ها خدایی

 که منتظرش هستند تا امشب بچه هاشان گرسنه به خواب نروند...

کاش می فهمیدی

کاش می فهمیدی

بزرگ بچه!


  

خدایا بعضی‌‌ها رو از بچگی‌ سخت امتحان میکنی‌ ....

اصلا انگار بعضی‌‌ها رو از بچگی‌ بزرگ آفریدی!!!

لااقل یک لقمه محبت...


                  

بعضی وقتها باید یه ذره تامل کرد که چرا ما به دنیا اومدیم که زود باید بریم شاید برای این وجود داریم وهستیم که دستی رو بگیریم و از زمین بلندش کنیم حتی با یک لقمه محبت ...

پس بیایید فکر کنیم و دور وبرمون رو خوب نگاه کنیم شاید نزدیکترین آشناهامون محتاج یک ...

بی غمی و آدمی!


معلم : شعری که گفته بودم حفظ کنید رو بخون.

دانش آموز : یادمون نیست...

معلم : اولش اینه

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

دانش آموز : بلد نیستم...

معلم : این شعر ساده رو هم نتونستی حفظ کنی؟!

دانش آموز : مشکل داشتم ...

 مادرم مریضه و گوشه ی خونه افتاده ،

پدرم واسه بدهی زندونه و مخارج درمان مادرمم بالاست ،

 من بیرون از خونه کار میکنم و باید کارای خونه رو هم انجام بدم...

معلم : همین؟؟؟

باید شعر رو حفظ میکردی،مشکلات تو به من مربوط نمیشه!

دانش آموز :آها یادم اومد:

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

وزن سیری!

شرم می کنم که وزن سیری ام را با ترازوی گرسنه ای بکــــشم!!

   


بدون شرح!!


     


نیاز جنسی!

     

جــــوکــــــ فقط وا3 خن de

چرا می گویند پیراهن و نمی گویند ” جوان آهن ” ؟
چرا می گویند اتوبوس و نمی گویند اتوماچ یا جاروبوس ؟
چرا می گویند خداحافظ و نمی گویند خداسعدی ؟
چرا می گویند اتومبیل و نمی گویند اتومکُلنگ ؟
چرا می گویند ماشین و نمی گویند شماشین ؟
چرا به طراح چنین سوالاتی می گویند دیوانه و نمی گویند غول آنه ؟
.......................................
من آدمِ غایب جوابی هستم ؛ دو سه هفته بعد از اینکه طرف یه چیزی بارم کرد توی حموم جوابشو به خودم میدم
----------------------------------
بچه که بودیم سر کلاس قرآن میخواستم قرآن بخونم یه ژستی میگرفتم که نگو !
بسم الله الرحمن الرحیم رو فقط مثل عبدالباسط میخوندم ، بقیه شو میرفتم تو پایه عباس قادری و جواد یساری …
---------------------------------
ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﻳﻦ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺍﻳﻨﻪ ﻛﻪ توی ﻣﻬﻤﻮﻧﻴﺎ وقتی ﺩﺍﺭﻥ ﺗﻪ ﺩﻳﮕﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﭽﺮﺧﻮﻧﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺮﺳﻪ …
.....................................
ساعت ۶ صبح تو رادیو گفت با هرکی قهرین همین الان بiش زنگ بزنین و آشتی کنین ، والا با هرکی هم آشتی باشیم اون موقع صبح بهش زنگ بزنیم ۱۰سال باهامون حرف نمیزنه …

-------------------------------------
رفیقم یه سرفه هایی میکنه انگار که ۱۰ ساله داره سیگار میکشه ، در حالیکه ۹ ساله داره سیگار میکشه !
---------------------------
دانشمندا کشف کردن که خورشید روزها بی جهت روشنه …

در اصل باید شبها که تاریکه روشن باشه !

.................................

خانومای عزیز :

وقتی یه کاری رو به آقایون میدین که انجام بدن ، حتما انجامش میدن …
نیازی نیست هر ۶ ماه یک بار یادآوری کنین !

..........................

چهار فرضیه ی زندگی من :

فرضیه ی اول : هیچ چیز اهمیت نداره

فرضیه ی دوم : حتی فرضیه ی اول
فرضیه ی سوم : هر فرضیه ی یه استثنا داره
فرضیه ی چهارم : به جز فرضیه ی اول !

--------------------------------------

پسر داییم دهه هفتادیه مدرسه غیرانتفاعی ثبت نامش کردن سالی ۶ میلیون !

یادش بخیر ناظممون میگفت فردا ۵۰۰تومن کمک به مدرسه با خودتون بیارید ، خونه ما میریخت به هم !!!
.....................................
من همیشه راست میگم حتی وقتی دروغ میگم !!!

.......................................

سوال : جمع “اژدها” چی میشه ؟

جواب :
وای چقدر اژدها
اژدهایان
اژدهایون
اژدهاجات
اژدهاها
اژدهاین
چندین اژدها !!!
نه بچه ها واقعا جمع اژدها چی میشه ؟؟؟
................................
سعی کنین خودتون باشین و اگه اینی که الان هستین خودتونه ، سعی کنین خودتون نباشین !
...................................
کی گفته پایان شبه سیه سپید است ؟
اصن از کجا معلوم سپید باشه شاید صورتی باشه یا بنفش شایدم آبیه یواش …
-----------------------------------
ببین مال بقیه هم رفته یا فقط مال ماست ؟
[اولین جمله ای که موقع قطع برق ایرانیها به زبان می آورند]
-------------------------------------
همیشه احمقا تو اکثریت هستن !
جالبه همون اکثریت احساس می کنن که جزو اقلیت هستند …
..........................................
یکی از فانتزیام اینه که کنترل تلویزیون خونمونو بردارم برم دم این مغازه های صوتی تصویری ، این تلویزیونایی که گذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم …
--------------------
دوستان عزیز بهم مشاوره بدید :
به نظرتون بعد از این که فوق لیسانسم رو گرفتم فلافلی بزنم یا آب هویجی ؟
--------------------
هیچکس آدامس شیک رو واسه وجودش نمیخواد …
سرنوشت آدامس شیک ؛ بقیه پول بودنه …
.....................
بدتر از اونایی که وقتی شوخی میکنی جدی میگیرن ، اونایی هستن که وقتی جدی میگی شوخی میگیرن …
--------------------
یه سری هستن وقتی به سرعتگیر میرسن تقریبا از ماشین پیاده میشن دو سرشو میگیرن میزارنش اونور دست انداز که یه وقت ماشین آسیب نبینه …

فقر شدید در اروپا..... اصلا فقر در اروپا بیداد می کنه!!!!!1


   


فیگور سوخاری !!